الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

328

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اين فكر دائما روح او را آزار مىداد كه در برابر اين انحراف بزرگ چه بايد انجام دهد و مسؤوليّت الهى خويش را چگونه پياده كند ؟ به همين دليل اضافه مىكند : « پيوسته در اين انديشه بودم كه آيا با دست بريده ( و نداشتن يار و ياور به مخالفان ) حمله كنم يا بر اين تاريكى كور ، صبر نمايم ؟ » ( و طفقت ارتئى بين ان اصول بيد جذّاء « 1 » ، أو اصبر على طخية « 2 » عمياء ) . امام ( ع ) با اين جمله ، اين حقيقت را روشن مىسازد كه من هرگز مسئوليت خودم را در برابر امّت و وظيفه‌اى كه خدا و پيامبرش بر دوشم گذارده بودند فراموش نكرده ، ولى چه كنم كه در ميان دو محذور ، گرفتار بودم : محذور اوّل اين كه قيام كنم و با مخالفان ، درگير شوم در حالى كه از يك سو ، يار و ياور كافى نداشتم و از سوى ديگر اين قيام موجب شكاف در ميان مسلمين مىشد و فرصت به دست منافقان و دشمنانى مىداد كه در انتظار چنين شرايطى بودند . محذور دوّم اين كه در آن محيط تاريك و ظلمانى صبر كنم . تعبير به « طخية عمياء » با توجّه به اين كه « طخيه » خود به معنى ظلمت و تاريكى است اشاره به اين است كه گاهى ظلمتها شديد نيست و از خلال آن مىتوان شبحى مشاهده كرد ، ولى اين ظلمت آن قدر شديد بود كه بايد ظلمت كورش ناميد . سپس توصيف بيشترى از شرايط آن زمان در سه جملهء كوتاه و پر معنى ارائه مىدهد و مىفرمايد : « ظلمت و فتنه‌اى كه بزرگسالان را فرسوده و كودكان خردسال را پير و مردم با ايمان را تا واپسين دم زندگى و لقاى پروردگار رنج مىدهد » ( يهرم فيها الكبير ، و يشيب فيها الصّغير ، و يكدح « 3 » فيها مؤمن حتّى يلقى ربّه ) .

--> ( 1 ) « جذّاء » به معنى شكسته و بريده است . ( 2 ) « طخية » به معنى تاريكى و ظلمت و گاه به معنى ابرهاى نازك است و « طخياء » به معنى شب تاريك است . ( 3 ) « يكدح » از مادهء « كدح » به معنى سعى و كوشش توأم با خستگى است .